السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
303
تحرير الوسيله ( فارسى )
مسأله 9 - اگر با زنى ازدواج نمايد كه بر او عده است و ليكن شروع در عدهاش - به خاطر عدم تحقق مبدأ آن - ننموده باشد ، مانند اينكه با زنى كه شوهرش مرده - كه مبدأ شروع در عدهاش از وقت رسيدن خبر فوت است - ازدواج نمايد و خبر فوت شوهر به او نرسيده باشد ، آيا موجب حرمت ابدى است يا نه ؟ دو قول است كه احوط ( استحبابى ) آنها اولى و ارجح آنها دومى مىباشد . مسأله 10 - كسى كه داراى چهار زن دائمى است زن پنجمى دائمى بر او حرام است . اما بين زنهاى منقطعه هر تعدادى كه بخواهد مىتواند جمع نمايد ؛ چه خصوص منقطعه و چه به همراه زنان دائمى . مسأله 11 - اگر چهار زن داشته باشد پس يكى از آنها بميرد در همان حال ، ازدواج با زن ديگرى برايش جايز است . و همچنين است اگر از يكى از آنها با فسخ كردن يا با منفسخ شدن يا با طلاق بائن مفارقت نمايد . و از اين اولىتر اين است كه آن زن عده نداشته باشد ، مانند زن غير مدخول بها و يائسه . و اما اگر از او با طلاق رجعى مفارقت نموده باشد ، ازدواج با زن ديگر برايش جايز نيست مگر بعد از انقضاى عدهء اولى . مسأله 12 - اگر مرد زوجهء حرهاش را سه طلاق دهد كه بين آنها ازدواج مرد ديگرى واقع نشود ، بر او حرام مىشود و ازدواج او برايش جايز نيست مگر اينكه با شوهر ديگرى - با شروطى كه در كتاب طلاق مىآيد - ازدواج نمايد . و اگر او را نُه طلاق عدّى دهد در حالى كه دو محلل در بين آن نُه طلاق واقع شود ، به اينكه بعد از سهتاى اولى و دومى با غير طلاق دهنده ، ازدواج نمايد براى هميشه بر او حرام مىشود . و كيفيت وقوع نُه طلاق عدّى اين است كه با شرايط ، او را طلاق دهد سپس در عده به او رجوع نمايد و او را وطى نمايد سپس او را در طهر ديگر طلاق دهد و بعداً رجوع نمايد و با او وطى كند پس طلاق سوم او را بدهد و پس از آن بعد از عدهاش شوهر ديگرى با او ازدواج نمايد و بعد از وطى با او از او جدا شود سپس شوهر اولى بعد از عدهاش با او ازدواج نمايد سپس سه طلاق را مانند اول بر او واقع سازد و كسى ديگر با او ازدواج نمايد ، و سه طلاق ديگر مانند